انیمیشن

دنیال من بیا بریم یه گشتی بزنیم ببینم دنیا دست کیه؟!  آیا میشه بهترش کرد ؟!!!

 

بگذارید همه مخلوقات خدا از زندگی لذت ببرند

    

 

 

 

 

 

ما خرس ها باید در جایگاه خودمان در طبیعت زندگی کنیم و نباید ما را در قفس باغ وحش زندانی کنید و یا در سیرک برقص وادار کنید و یا از کیسه صفرای ما برای مصرف داروئی خودتون استفاده کنید.

خیلی اعصابم خورده از شنیدن و دیدن زجر و شکنجه هائی که انسانهای بد قلب به همنوعان من روا میدارند.. بابا بگذارید در چراگاه خودمان بسر ببریم و زندگی کنیم.

تو دنیا چیزی به اسم گاو و گوساله خندان و خوشبخت وجود نداره که شماها تبلیغ میکنید و عکس این خوشی ما را روی در و دیوار و مغازه و شیشه شیر میاندازید.. مگه میشه جانداری از زجر و شکنجه خوش به حالش بشه ؟!   بچه منو هنوز ۲ روز از زایمان نگذشته ازم جدا میکنید بعد هم گوشتش را میخورید.. پستانهای منو وصل میکنید به دستگاه و شیرم را میدوشید تا خودتان نوش جان کنید... وقتی هم که دیگه شیری برام نمونه بعنوان گوشت خورشتی ازم استفاده میکنید.

من تمام روز برای همنوعانم سوگواری میکنم.. آی آدما حالا چی میشه گوشت ما را نخورید و از پوستمان کیف و کفش درست نکید....

چرا همنوعان منو میبرید تو آزمایشگاهها به اسم تحقیقات تکه تکه میکنید؟   جرا لوازم آرایشی را روی چشم و توی حلق خرگوشها میریزید تا خودتون را خوشگل کنید ؟! 

   

عشق و رحم و شفقتی که به مخلوقات کوچکتر خدا نشان میدهید نمایانگر طرز فکر و رفتار شما با کل آفرینش است

       

آی آدمها.... با ما مهربانتر باشید ما را هم همان خدای شما آفریده..

             

چی میشه یکی از ما را ببرید با خودتون نگهداری کنید.... نمیبینید چقدر سختی میکشیم تو این شهر شلوغ....

نگهداری از ما اینقدر باحاله که نگو... سرتون هم گرم میشه... تازه گربه ها باعث آرامش اعصاب هستند و استرس را کم میکنند.. میگی نه؟  از محققین بپرس  

ما اینقدر حیوانات تمیزی هستیم که نگو... مطمئن باشید هیچ مرضی هم از مانمیگیرید.... جای توالت کردنمون هم که زودی یاد میگیریم....

اگر هم ۲ تا بچه گربه باشیم که کلی براتون بازی میکنیم و سرتون گرم میشه.

 نترسین توکسوپلاسموز هم نمیگیرید.. این دیگه چیه افتاده تودهنتون ؟؟!!

تو این روز و روزگار مگه میشه اینجوری برای خودم قدم بزنم.... فوری منو میگیرن میپزند و میخورند....

 

خوش بحال اون گاوهائی که دست کم قبل از خورده شدن تو فضای آزاد چرا میکنند و مثل ما تو جعبه چوبی اسیر نیستند.


دیگه باید خوابش رو ببینیم که عاشق بشیم و همنوع خودمون رو در بغل بگیریم.

 

خداوند ما را هم مثل خودتون خلق کرده تا زندگی کنیم و از آن لذت ببریم.. نه اینکه در دست شماها اسیر بشیم... برده که نیستیم...

       

اجازه ندید ما رو با تفنگ بکشند.. ما نجس نیستیم.. چی میشه هرکدومتون یکی از ما سگهای ولگرد را ببرید نگهداری کنید.. تازه نگهبانی خانه تان را هم بعهده میگیریم.


ما دلفین ها باید تو محل زندگی خودمان (اقیانوس) آزاد باشیم... ما را میاندازید تو آکواریوم که چی بشه؟؟؟؟

ما سمبل صلح هستیم.. چرا اجازه میدید شکارچی ها برای تفریح ما را با تفنگ نشانه گیری کنند ؟

   

 

ازخودتون حرف در میارید... ماهی ها درد را احساس نمیکنند.. کی گفته؟   مطمئن باشید ما هم عین شما درد را احساس میکنیم...

خیلی از دست این آدم ۲پا ها اعصابم خورده....اینا دیگه کی بودن این خدا خلقشون کرد ؟؟؟!

چرا اینقدر بلا سر ما میارین تو آزمایشگاهها... اونم فقط بخاطر اینکه یه شباهت هایی به شماها داریم... ای بابا بگذارید زندگیمان را بکنیم...

 

شکر خدا به من یکی زیاد کاری ندارند... آخه فکر میکنند من بد یمن هستم... چه خنده دار... خودشون از همه موجودات بد یمن ترند 

 

آهای آدمها.. اگر میخواهید دنیای بهتری داشته باشید.. با دیگر مخلوقات خدا هم مهربان باشید و ظلم و ستم خود را کم کنید....  

 

خانه خدا کجاست ؟؟!!

 

 با نوشته زیر قصد توهین به اعتقادات و دین و ایمان هیچ کس را ندارم و فقط سئوالی که گاه گاه ذهنم را مغشوش میسازد و به هیچ وجه برایم قابل درک نیست در زیر عنوان کرده ام.

  

از کودکی .. یعنی از وقتی که خودم را شناختم و با طبیعت دور و برم آشنا شدم.. اولین اسمی که به ذهنم آمد و مکررا" بگوشم خورد نام (خدا) بود و  هنوز هم هست.. همیشه خدا همه جا بود و هست... او را در آسمانها میبینم و در دریاها و در فلب خود .. میدانم  که خدا یکی است .. که خالق کل کهکشانها و ستارها و سیاره ها و زمین و زمان و موجودات زنده و خلاصه همه چیز اوست .. و خدا شریکی ندارد.. و خدا همه جا هست و خانه ای ندارد..

                                      

 

 دیروز یکی از همکاران بعد از بازگشت از سفرحچ عمره (که این روزها بشدت متداول شده) کلی در مورد رفتن به خانه خدا صحبت کرد !!!  گاهی میشنوم که سفر به خانه خدا را با سفر به مکانهای دیگر قابل مقایسه نمیدانند و میگویند اگر یکبار بروی به آنجا دیگر هوس سفر به جای دیگری را نخواهی کرد !!! بعضی هم میگویند برای کنجکاوی رفتم و هیج حس وحال خاصی به من دست نداد !!  خطاب جعبه چهار گوشی با پرده سیاه به اسم خانه خدا برای من بسیار نا مانوس میباشد .. مگر خدا هم خانه دارد ؟   مگر خدا همه جا نیست ؟؟!!  روی زمین.. روی آسمان.. در پره های یک گل شب بو.. درقلب همه انسانها و حیوانها و گیاهان... پس چگونه است که ما او را ساکن خانه ای کرده ایم که حق ورود و زیارت و گفتگو با او را هم فقط مسلمانان دارند ؟؟!!!  مگر انسانهای دیگر مخلوق همان خدا نیستند.. پس تفاوت در چیست ؟!

خدا را همه جا و به هر شکل میتوان دید و به هر زبانی میتوان با او صحبت کرد .. من به زبان پارسی با خدا راز و نیاز میکنم  و دلیلی نمیبینم سر ساعت معین جملات مشابهی را آنهم بزبان عربی تکرار کنم تا خدا خوشش بیاید و مرا روانه بهشت سازد....