حرکت معکوس ساعت زمان .. به ســـوی عقــب افتــادگــى

نمیدانم خبر دارید یانه درکشورهای متمدن قربانی کردن حیوانات حتی بین گروههای شیطان پرست بی خدا نیز منسوخ گردیده.

دیروز خیلی تعجب کردم وقتی از خیابان دولت رد میشدم دیدم گاو بسیار زیبای سیاه و سفید با جثه بسیار بزرگی را درگوشه ای بسته اند و جمعیت  سیاه پوش دورش جمع شده اند برای قربانی کردن!!!  تا ساعت ۲ بعد از ظهر که بیرون بودم مکان های بسیاری را دیدم که مردم نذری میدادند برای حضرت فاطمه.   گویا این رسم امسال اضافه شده.. عذاداری برای آن حضرت هر سال بود ولی از کشت و کشتار حیوانات و غذای مجانی خبری نبود.. درخیابانهای شمیران از فرمانیه و کامرانیه گرفته تا جمشیدیه همه جا نذری میدادند. .اول تعجب کردم چرا اینقدر ترافیک سنگینه و چرا اینقدر ماشین های مدل بالا پارک میکنند و با دستان مملو از ظروف یکبار مصرف سوار اتومبیل ۳۰-۴۰ میلیونی خود میشوند.  یک جا نتوانستم چیزی نگویم.. شیشه پراید مدل ۷۷ خودم را پائین کشیدم و به خانم شیک و پیک و آرایش کرده گفتم : چه خبره اینجا؟    نذری میدن؟

جواب :   بله خانم؟ 

من :  خوب چرا دست کم نذری را نمیبرند پائین شهر بین فقرا قسمت کنند.. من و شما که نیازی به نذری نداریم ..  داریم ؟!   خجالت داره!!!  زیر لب فحشی نثار من کرد و سوار ماشین آخرین سیستم خودش شد.

واقعا" این نذری دادن هم شده بقول فرنگی ها شو آف و پز دادن مردم به یکدیگر.. که بله ما پول داریم گاو و گوسفند میکشیم و غذا میدهیم به شماها تا نوش جان کنید.

 واقعا" شرمم باد... روز به روز به قهقرا میرویم.. از تمدن فقط آرایش کردن و لباس چسبان پوشیدن و ماشین آخرین سیستم سوار شدن و در برج رندگی کردن را آموخته ایم و بس.... شرمم باد.

 

 در قرن 21 و دنیای مدرن بیشتر  انسانها در ممالک مختلف باین باور رسیده اند  که کشتار حیوانات برای مسرت و خوشحال کردن خدایان ویا فرونشاندن خشم آنان ضروری نیست ؟؟   ولی هنوز هم که هنوزه در جوامع عقب افتاده و خرافاتی (از جمله ایرانزمین) این سنت کثیف همچنان ادامه دارد در صورتیکه در اصل همه میدانیم قربانی کردنهای امروزی  به اسم خدا و برای خدا نیست و  این کشتار حیوانات بیگناه  بخاطر خرافات و وحشت و دور کردن چشم بد از زندگی صورت میگیرد و تا حد زیادی هم جنبه چشم و هم چشمی و پز دادن پیدا کرده است،    از جمله قربانی کردن برای میت که چند سالی است بشدت رواج پید کرده. خاطرم هست اولین بار این منظره شنیع را در قبرستان ده اوشان دیدم که تعجب کردم چرا در قبرستان قربانی میکنند و پا را گذاشتم به فرار  بعد دیدم این رسم کثیف و شرم آور در تهران روز بروز بیشتر میشود. یکیار هم دلیل قربانی کردن برای میت را پرسیدم که جواب دادند قربانی میکنیم تا عزرائیل دست از سرمان بردارد و سراغ دیگر اعضاء فامیل نیاید.

  قرباني كردن هزاران هزار سال قبل در زمان پيامبري حضرت ابراهيم آغاز گرديد و در  زمانهاي بسيار دور رسم ملل مختلف بود که در کتب دینی نیز به آن اشاره گرديده ولي با گذشت زمان و پيشرفت علم و تكنولوژي در تمام کشورهای متمدن  غير از جهان سوم  اين عمل منسوخ گرديد و تنها در بین گروههای شیطان پرست رواج داشت که امروزه حتی شیطان پرستان نیز اکثرا"  دست از قربانی کردن کشیده اند..    من نميتوانم درك كنم  چه را بطه اي ميتوان يافت در سر بريدن يك حيوان بيگناه و ريختن خون آن براي بناي يك ساختمان ... آغاز يك زندگي مشترك – زائيدن بچه – خريدن ماشين و خانه و انجام عمل جراحي موفقيت آميز و بازی فوتبال و خرید هواپیما و .. غيره و غيره... ( آيا زن و شوهري كه قرباني كرده اند هيچ وقت با هم اختلاف نداشته اند.. ماشيني كه برايش قرباني كرده و خون جاندار بیگناهی را رویش ريخته اند هيچ وقت تصادف نكرده است .....)   مگر در ممالك پيشرفته كه اين عمل شنيع رواج ندارد كسي آسيب ديده   .. مگر اشخاصي مثل من كه براي خريد خانه و ماشين و غيره قرباني نكرده اند تفاوتي با ديگران داشته اند..لطفا" خوب دقت کنید خواهید دید کسانی که قربانی نمیکنند در نهايت  كمتر از افرادي كه قرباني كرده انددچار آسیب و ضرر و زیان جسمی و مادی میشوند.   

براستي  اي انسان متمدن كمي فكر كن ،   به عقل و خرد خداداي خود رجوع كن ،  اين قرباني كردن چه معني و  مفهومي دارد كه در ممالك اسلامي خصوصا ايران حتي بسياري از  انسانهاي تحصيل كرده و با صطلاح با فرهنگ و متمدن هنوز  به آن معتقدند.

 

شعری زیبا از شاعر و دوستی جوان (محسن)


چشمان میشی ام را .....مردی خورد

که صبح ها

به جاده می زد و شب هنگام

خسته به خانه باز می گشت !

زبان سرخم را .... مرد دیگری خورد

که بنگاه املاک داشت و

زبان صاحب خانه ها را خوب می دانست !

دلم را .... افسوس...شاعری خورد

که عاشق بود

و شب ها از صدای جیرجیرک ها

الهام می گرفت و

شعر می سرود ...



 

  

مزرعه ای که در آن بدن ببرها برای تهیه شراب چپاول میشود

Guilin شهری است واقع در جنوب غربی چین که  دهکده کوهستانی ببر و خرس Xiongshen در قسمتی از این منظقه واقع شده است . Guilin  یکی از شهرهای اصلی توریستی سر زمین چین بحساب میاید، با اینوجود مزرعه نگهداری و پرورش ببرها در لیست برنامه گردشگری توریست ها قید نگردیده،  زیرا ببرها که بیشتر آنها  از نژاد سیبریائی هستند اجسادشان بیشتر از زنده آنها برای چینی ها ارزشمند است .

تعداد زیادی ببر اسیر (شاید بتوان گفت  نصف تعدادی که از این حیوان با شکوه رو به انقراض در حیات وحش باقیمانده)  با بدبختی در شرایطی بسیار مهیب در این محل زندگی میکنند.

پشت میله های زنگ زده ببر نری که پوست و استخوانی بیش از او باقی نمانده در گوشه قفس کثیف با زمینی ساخته شده از بتون .. نفس نفس میزند.   بدنی که زمانی با ابهت و مهیب بود اکنون به حدی تحلیل رفته است که جز پوست و استخوان از آن چیزی باقی نمانده است.  مرگ که نجات بخش او از این زندگی زجر آور میباشد بطور حتم تا ۲-۳ روز دیگر بسراغش خواهد آمد. نگهبانان مزرعه مخوف  با بی تفاوتی میگویند... ما چکار میتوانیم انجام دهیم؟  ببر بیمار شده و  درحال مرگ است ولی تا وقتی که زنده است ما مجبور به تغذیه او هستیم چون کشتن ببر برخلاف قانون است !!!!!  (لازم به ذکر است که  ببرها به هیچ بیماری مبتلا نبوده و به آنها از روی عمد غذا داده نمیشود تا باین روز بیافتند).

 

 Your image is loading...  

یکی از ببرهای تحلیل رفته در گوشه قفس

  

 در این  مزرعه ببرهای جدید و سرحال  در قفس های فضای باز  برای بازدیداحتمالی مراجعه کنندگان نگهداری شده  و ببرهای زجر کشیده و درحال مرگ برای استفاده های بعدی  دور از دید بازدیدکنند گان نگهداری می شوند.  در اطاق های بتونی تنگ و تاریک بسیار کوچک که جیره غذائی آنها بتدریج کم و کمتر میشود تا نحیف شده و از شدت ضعف از بین بروند.

 

Your image is loading...

 ببرهای نگهداری شده در فضای آزاد

 

Your image is loading...
 
محل نگهداری ببرهای درحال مرگ

لاشه ببرها بعد از مرگ توسط کامیون  از پارک مربوطه به محلی دیگر که ساختمان زیر زمینی وسیعی میباشد انتقال داده میشود و در آنجا پوستشان برای فروش از بدن کنده شده  و  استخوانهای آنها برای تهیه شراب سنتی استفاده میگردد.

قرنهاست چین از ببرها برای درست کردن داروهای سنتی استفاده میکند.    چشم ببرها برای ساخت داروی بیماری صرع، صفرای ببرها برای توقف تشنج،  ریش و سبیل ببرها برای دندان درد و آلت تناسلی آنها برای تهیه تونیک تقویت کننده جنسی آقایان استفاده میشود !!!

با اینحال  ارزشمندترین قسمت بدن این حیوانات باشکوه استخوان آنهاست که برای تهیه شرابی که بقول خودشان درمانگر رماتیسم و آلتروز و طولانی کننده عمر است.. بکار میرود.

کشور چین با وجود مدرنیزه شدن هنوز دست از داروهای سنتی که بیشتر آنها از گوشت و بدن حیوانات مختلف تهیه میشود،  بر نداشته و حتی استفاده از آن توسط چینیان بیشتر شده است.

شراب استخوان ببر بیش از ۲۰۰۰ سال است که یکی از گرانترین داروهای سنتی چین بشمار میاید که پنهانی به  کشورهای دیگر نیز صادر میشود .   اعتقاد براین است که با نوشیدن شراب ببر  قدرت و زور این حیوان باشکوه  به انسان انتقال میابد !!!

 

 خمره های شراب استخوان ببر

 

 با ورود ۲ ببر بدشانس به این سرزمین با فرهنگ... یاد مطلب فوق  افتادم... راستش همیشه در مورد نوشتن ظلم و ستم به حیوانات در ممالک دیگر جانب احتیاط را میگیرم که نکنه خدای ناخواسته باعث آموزش و کسب در آمد بعضی از هموطنان شود (با توجه به وارد کردن شتر مرغ برای استفاده های خوراک و دارو و کالسکه سواری و واردکردن سوسمار برای ساخت داروهای تقویت کننده و تهیه کیف و کفش و .....) ولی از آنجائیکه  محصول حاصله شراب میباشد و استفاده از آن حرام !!! خوشبختانه امکان کسب درآمد جدید برای فرصت طلبان  از این راه چنان آسان بنظر نمیرسد...

 

چهلمین سالروز زمین بر ساکنین آن مبارک باد

        با مادر زمین به آرامی برقص و به هر نوع زندگی احترام بگذار..

       بدان که  زمین متعلق به انسان نیست..... انسان متعلق به زمین است

  

انسان رشته های زندگی را نتنیده است ... و خود تاری از آن است .  هر صدمه ای که انسان به مادر زمین بزند ..در اصل به خود آسیب رسانده است.

 رودخانه ها .. دشت و بیابان و جنگل ....لجنزار و صخره و سنگ و چوب .. همگی سازنده خون و ماهیچه و پوست و استخوان مادر زمین هستند و از بین بردن آن توسط انسان ظلم به مادر است. 

 

 

 

میلیونها سال است که مادر زمین انسان را تحمل میکند.   آیا آنسان قدرشناس است؟   خیر... انسان ناسپاس است و خودخواه... هیچگاه به آنچه که مادر در اختیارش قرار داده قانع نیست و همواره بیشتر میخواهد.

گاه مادر زمین غمگین و افسرده میشود و نشانه های آن بلایای طبیعی از قبیل زلزله و سیل و تسونامی .. نمایان میگردد... اما آیا این وقایع انسان را از خطاهای خود آگاه میسازد ؟ ... خیر.. گرد و غبار بلایا را از تنش میتکاند و ادامه میدهد به  تخریب زمین و طبیعت  .... حاضر به گرفتن درس عبرت نیست و آسیب رسانی به مادر زمین را ادامه میدهد.

 آیا امیدی هست که انسان  از خواب غفلت بیدار شود و با دیدن اسیب ها احساس ندامت و پشیمانی کند!!!

من خود از زمین هستم ..او مادر من است .. او مرا با غرور آفریده است... او مرا با عشق بزرگ کرده است ... نسیم را برای نوازش موهای من فرستاده است ... و رنگهای گوناگون و زیبای طبیعت را برایم به ارمغان آورده است  ... و اعمال ناشایست مرا با پیری  جبران نموده است... و عاقبت وقتی عمرم به سر رسد... برای همیشه در آغوش او خواهم خفت...